زندگی یک ستاره
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳٩۱ : توسط : آرام

جالب است بدانید که ستارگان هم مانند موجودات زنده متولد می‌شوند، زندگی می‌کنند و سپس می‌میرند، ولی طول زندگی آنها بسیار طولانی است. متاسفانه عمر کوتاه انسانها کفاف نمی‌دهد تا بتوانند زندگی یک ستاره را در مراحل مختلف شاهد باشند. با این حال اخترشناسان این مراحل را برای ما مشخص می‌کنند.

در طول زندگی انسان ، ستارگان بیشمار راه شیری عملا بدون تغییر به نظر می‌رسند. گاهی یک نواختر (ستاره‌ای که بطور ناگهانی و انفجاری مقادیری عظیم انرژی از خود آزاد می‌کند) ، ناگهان ظاهر آشنای یک صورت فلکی را به مدت چند هفته عوض می‌کند و دوباره کم نورتر می‌شود. منظره زیبایی که یک ابرنواختر در آسمان پدید می‌آورد،
بسیار نادر است. ستارگان نیز در نهایت تغییر می‌کنند و هیچ کدام تا ابد پایدار
نمی‌مانند. ستاره ، هنگامی که انبار عظیم سوخت هسته‌ای آن به پایان برسد، می‌میرد.
ستارگان بسیار جوان هنوز در میان گازهایی که از آن شکل می‌گیرند، پنهان هستند.

ستاره بعد از تولد

بعد از آنکه ستاره شکل می‌گیرد (تولد ستاره)، بلافاصله حیاتی پایدار بدست می‌آورد.
در همین زمان واکنشهای هسته‌ای در داخلی‌ترین هسته ستاره ، هیدروژن را به هلیوم تبدیل می‌کند و انرژی آزاد می‌گردد. سرانجام همه هیدروژن درون آن به مصرف می‌رسد.
بعد از این ، تغییراتی در لایه‌های درونی ستاره آغاز می‌شود. در حالی که واکنشهای جدیدی از هلیوم شروع می‌شوند، لایه‌های بیرونی باد می‌کنند تا ستاره را به اندازه غول برسانند.

در اثر تغییرات زیاد ، ستاره به مرحله متغیر بودن می‌رسد. در نهایت هیچ منبع ممکن برای آزادسازی انرژی باقی نمی‌ماند. ستارگان کوچکتر در اثر انقباض به کوتوله‌های سفید تبدیل می‌شوند. ستارگان سنگین‌تر به‌صورت ابرنواختر منفجر می‌شوند. ماده بیرون ریخته از یک ابرنواختر ، بخشی از گاز بین ستاره‌ای را تشکیل می‌دهد که زادگاه ستارگان جدید است.

سحابی سیاره‌ای
ستارگان در یکی از آخرین مراحل زندگی خود ، قبل از آن که به کوتوله سفید تبدیل شوند، منظره بسیار زیبایی در آسمان بوجود می‌آورند. این مرحله سبب پیدایش سحابی‌های سیاره‌ای می‌شود. یک سحابی سیاره‌ای هنگامی تشکیل می‌شود که ستاره مرکزی آن ، لایه‌ای به بیرون پرتاب کند. لایه گاز همانند حلقه‌ای از دود منبسط می‌شود.

تأثیر نیروی گرانش بر زندگی ستارگان
سراسر زندگی ستاره به یک میدان نبرد شبیه است. نیروی گرانش سعی دارد که ستاره را منقبض کند، ولی با مقاومت فشار رو به بیرون ستاره مواجه می‌گردد. سرانجام ستاره تحلیل می‌رود و گرانش ، کنترل را بدست می‌گیرد. در این حالت ستاره شکل کاملا متفاوت با ستاره‌ای معمولی و سالم به خود می‌گیرد.

مراحل مختلف زندگی ستاره

تشکیل کوتوله سفید
نیروی گرانش یک نیروی جاذبه است، لذا ذرات ماده در اثر این نیرو به هم نزدیکتر می‌شوند. همچنین چون نیروی گرانش با جرم ذرات نسبت مستقیم دارد و نیز چون جرم ستاره فوق‌العاده زیاد است، لذا جاذبه گرانشی درون آن بسیار شدید خواهد بود. به عنوان مثال در اعماق خورشید فشار در فاصله یک دهمی سطح تا هسته ، تقریبا یک میلیون بار بیشتر از فشار جو در سطح زمین است. در این فاصله فشار تا هزار میلیون بار بیشتر از فشار جو زمین صعود می‌کند. این فشار با مقاومت گازهای داغ درون خورشید مواجه می‌شود. این گاز توسط کوره هسته‌ای گرم نگه داشته می‌شود.

هنگامی که آتش هسته‌ای رو به کاهش می‌گذارد، گاز داغ درون ستاره سرد می‌شود.
بنابراین نیروی گرانش غالب می‌شود. آنچه در این مرحله روی می‌دهد، به جرم ستاره بستگی دارد. ستاره‌ای رو به مرگ مانند خورشید ، درهم فرو می‌ریزد تا به اندازه زمین برسد. در این روند هیچ انفجار واقعی و قابل توجه رخ نمی‌دهد. ستاره فقط به توده‌ای از خاکستر رادیواکتیو تنزل پیدا می‌کند و به آرامی سوسو می‌زند. در این حالت ستاره به یک کوتوله سفید تبدیل می‌شود. یک فنجان از ماده آن یک صد تن وزن دارد.


تشکیل ستاره نوترونی
اگر جرم ستاره‌ای بیشتر از خورشید باشد، فشار فرو ریزش مرحله کوتوله سفید را نیز پشت سر می‌گذارد و متوقف نمی‌شود. فرایند فرو ریزش تا جایی که قطر ستاره به حدود ده کیلومتر برسد، ادامه پیدا می‌کند. در این نقطه ، ستاره گلوله‌ای چگال از ذرات هسته‌ای است که آن را ستاره نوترونی می‌نامند. یک فنجان از ماده آن ، یک میلیون میلیون تن وزن دارد.


تشکیل تپ اختر
برخی از ستارگان نوترونی به سرعت می‌چرخند و در هر بار چرخش ، تابشهایی در محدوده امواج رادیویی گسیل می‌کنند. اینگونه ستارگان نوترونی ، تپ اختر نامیده می‌شوند.

تشکیل ابرنواختر
یک ستاره نوترونی بدون وقوع یک انفجار شدید اولیه شکل نمی‌گیرد. ستاره رو به مرگ ، ممکن است در چند ثانیه آخر حیات خود ، به صورت یک ابرنواختر شعله‌ور شود. درخشش آن چند روز از تمام کهکشانها پیشی می‌گیرد. از بخش مرکزی ابرنواختر ، یک ستاره نوترونی تشکیل می‌شود.


تشکیل سیاهچاله‌ها
یک ستاره رو به مرگ ، مثلا با جرمی 10 برابر جرم خورشید چنان زیر بار گرانش تولید شده قرار می‌گیرد که هیچ نیرویی نمی‌تواند در برابر فرو ریزش آن مقاومت کند. وقتی که چنین ستاره‌ای منقبض می‌شود و به اندازه‌ای در حدود دو کیلومتر می‌رسد، گرانش به حدی زیاد می‌شود که سرعت گریز از سطح آن به بیشتر از سرعت نور می‌رسد.
از موشک گرفته تا ذرات نور و علائم رادیویی ، هیچ یک نمی‌توانند از سطح آن بگریزند.
این گرانش به قدری نیرومند است که همه چیز را به طرف خود می‌کشد. ما فقط می‌دانیم که در این حالت ، ستاره به یک سیاهچاله تبدیل می‌شود. سیاهچاله‌ها را نمی‌توان دید، چون نور نمی‌تواند از سطح آن بگریزد.


عقاید انسانها در مورد ستارگان
از یک نظر زمانی هر یک از ما درون ستارگان بوده است و از دیدگاه دیگر ، هر کس روزگاری در فضای خالی و گسترده بین ستارگان جای داشته است. بالاخره اگر برای جهان آغازی در نظر گرفته شود، زمانی هر یک از ما در آن آغاز حضور داشته است. به این معنی که هر مولکول بدن ما ، دارای موادی است که روزگاری در مرکز داغ و پر فشار یک ستاره جای داشته‌اند. در این نقاط بود که آهن موجود در سلولهای قرمز خون ، شکل گرفته است.


 
نخستین فضا نورد جهان
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳٩۱ : توسط : آرام

یوری گاگارین، نخستین فضانورد جهان

سالها پیش در 12 آوریل 1961، زمانی که غرش مهیب موتورهای قدرتمند راکت حامل وستک۱ سرتاسر پایگاه فضایی بایکنور را در می‌نوردید، عصر جدیدی در تاریخ بشر آغاز شد که زندگی و فهم بشر از دنیای اطراف را اساساً تغییر داد. در اوج رقابتهای فضایی دو ابر قدرت زمان، ‌اتحاد جماهیر شوروی که پیش از آن نیز تمامی رکوردهای اولیه تسخیر فضا را به خود اختصاص داده بود، بار دیگر گامی بلند برداشت تا نه تنها مردم شوروی را در این رقابت جهانی سرافراز کند بلکه جهان را وارد عصری تازه نماید، عصری که انسان توانست قدم از کره خاکی خود بیرون گذارد و برای اولین بار به فراسوی جو زمین سفر کند.یوری گاگارین، سرنشین خوشبخت این فضاپیمای تاریخی اولین بشری بود که به فضا سفر کرد. مدار گرد حامل اولین و معروفترین فضانورد جهان پس از آنکه ۱۰۸ دقیقه با سرعت ۲۷۴۰۰  کیلومتر در ساعت، یکبار زمین را دور زد، اولین فضانورد جهان را به سلامت به زمین بازگرداند و بدینسان افتخاری بی‌نظیر برای یوری گاگارین و کشورش به ارمغان آورد. مداری که یوری گاگارین سوار بر وستک 1 پیمود، مداری بیضی شکل بود که حداقل 169 و حداکثر 315 کیلومتر از سطح متوسط زمین فاصله داشت و صفحه مدار با صفحه استوای زمین زاویه‌ای 65 درجه‌ای می‌ساخت تا فرود گاگارین را در خاک شوروی تضمین نماید.در آن زمان برای اینکه کسی عنوان پرافتخار فضانورد را کسب کند می‌بایستی سوار بر فضاپیمای خود علاوه بر عبور از مرز فضا و قرار گرفتن در مدار قادر به بازگشت به زمین با کپسول فضایی خود نیز می‌بود. وستک 1 تنها قادر به بازگرداندن فضانوردان به جو زمین بود و شرایط لازم برای فرود نرم و ایمن بر سطح خاک در این کپسول فضایی دیده نشده بود. از این رو یوری گاگارین مجبور بود در ارتفاعی خاص از کپسول به بیرون پریده و با چتر نجات خود را به زمین برساند. از آنجا که این موضوع می‌توانست عنوان نخستین فضانورد جهان را از وی سلب نماید و در نتیجه چنین افتخاری عاید اتحاد جماهیر شوروی نیز نمی‌شد، سیاستمداران روسی تصمیم گرفتند این داستان را مخفی نگاه دارند تا اینکه این اواخر و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این موضوع علنی شد. (داستانی دیگر از مخفی کاری سران شوروی سابق در امور فضا)

..داستان زندگی یوری گاگارین

 در نهم مارس 1934، یک زوج کشاورز روسی که در منطقه کلوشینو واقع در حوالی مسکو روی یک زمین مشترک، کشاورزی می‌کردند، صاحب پسر بچه‌ای شدند که او را یوری نامیدند.  یوری الکسویچ گاگارین سومین فرزند این خانواده بود که بعدها فرزند چهارمی نیز به آنها اضافه شد. مادر وی علاقه عجیبی به مطالعه داشت و پدرش نجار ماهری بود. از آنجاییکه پدر و مادر یوری به شدت کار می‌کردند تا معاش خانواده را تأمین نمایند، خواهر بزرگتر یوری از وی مراقبت می‌کرد. در خلال جنگ جهانی دوم، خانواده گاگارین نیز مانند بیشتر خانواده‌های روسی درد و رنج بسیاری را تحمل کردند. دو خواهر و برادر بزرگتر وی در سال 1943 به آلمان برده شدند و تنها پس از جنگ دوباره به وطن بازگشتند. معلم یوری خوب به خاطر داشت که وی دانش‌آموز باهوش و سخت‌کوشی بود و البته بسیار شیطنت می‌کرد. زمانی که معلم ریاضی یوری به نیروی هوایی ارتش سرخ پیوست، آرزویی عمیق در قلب این جوان ماجراجو ریشه دواند که بعدها منشاء اثرات زیادی شد.یوری که مجبور بود زود به کار مشغول شود، کارگاه آهنگری را برگزید و اندکی بعد او را برای ادامه تحصیل در مدرسه عالی تکنولوژی انتخاب شد. در همان زمان یوری به عضویت کلوپ هوایی درآمد و پرواز با هواپیمای سبک را آموخت. این تفریح جدید که قسمت اعظم وقت یوری را اشغال کرده بود، دریچه جدیدی در زندگی وی گشود. یوری که سخت تلاش می‌کرد سرانجام در سال 1955 هر دو رشته را با موفقیت به پایان رساند. علاقه شدید وی به خلبانی باعث شد که پس از پایان تحصیلات وارد مدرسه آموزش خلبانی اُرنبرگ شود و در همانجا بود که با والنتینا گوریچوا، دختر جوانی که در 1957 با هم ازدواج کردند، آشنا شد. زمانی که یوری و والنتینا با هم ازدواج می‌کردند، یوری نشان (Wing) پرواز با میگ 15 را دریافت کرده بود.وی زمانی که مرد بزرگی شده بود، یک خصوصیت ویژه داشت. یوری بسیار کوتاه قد بودو فقط 157 سانتی‌متر قد داشت. در سال 1960 جستجوی وسیعی برای انتخاب 20 کاندید جهت حضور در برنامه فضایی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد. یوری یکی از آن 20 منتخب خوش‌شانسی بود که تمرینات شدید، وسیع و جدیدی را پشت سر گذاشت. در نهایت پس از آزمایشات فراوان پزشکی و فیزیولوژیکی و انجام تمرینات سخت یادگیری بودن در فضا، دو فضانورد باقی مانده بودند: یوری گاگارین و گرمان تیتوف. حدس زده می‌شود دلایل انتخاب یوری گاگارین به عنوان اولین فضانورد اتحاد جماهیر شوروی و همچنین دنیا، علاوه بر مسائل بدنی، آموزشی و تواناییهای وی برای بودن در فضا به اخلاق و روحیات او نیز وابسته بوده باشد. یوری مرد بسیار متواضع و خوش‌مشربی بود که علی‌رغم قد کوتاهش در جلسات و میهمانیها به چشم می‌آمد. در نقطه مقابل وی، گرمان تیتوف بسیار گوشه‌گیر و ساکت بود.سرانجام در 12 آوریل 1961، یوری گاگارین سوار بر موشک فضاپیمای وستوک1 اولین انسانی شد که مرز فضا را گشود و قدم به دنیایی اسرارآمیز نهاد. یوری بسیار مشهور شده بود و یک شبه ره صد ساله پیمود. او به ناگهان از ستوانی ساده به درجه سرهنگی ارتقاء پیدا کرد و با سران حزب کمونیست نشست و برخاست می‌نمود.اولیای امر زمانی که یوری در مدار زمین بود، امید کمی به بازگشت وی داشتند و فرض بر این بود که یوری در هنگام بازگشت به زمین خواهد مرد. یوری گاگارین پس از این سفر تاریخی به چهره سرشناس جهان تبدیل شد و اتحاد جماهیر شوروی از این چهره استفاده‌های سیاسی بسیاری کرد.یوری گاگارین سرانجام در ۲۷ مارس ۱۹۶۸، در جریان یک پرواز تمرینی با هواپیمای میگ که بسیار مورد علاقه وی بود، کشته شد و فرصت آن را نیافت تا برای بار دوم زمین را از مدار و از فراسوی جو آن ببیند. اگرچه همواره نام یوری گاگارین به عنوان نخستین فضانورد جهان یاد می‌شود اما عقیده کارشناسان بر این است که اتحاد جماهیر شوروی قبل از یوری دو فضانورد دیگر را نیز به فضا اعزام کرده بود که متأسفانه هر دو بنا به دلایلی مرده‌اند. حدس زده می‌شود یکی از این دو نفر ولادمیر ایلیوشین پسر طراح معروف هواپیماهای ایلیوشین بوده است که در اثر تزریق اشتباه به مداری نادرست، هنگام بازگشت در چین به زمین برخورد کرد.

 


 
فیزیک ماقبل تاریخ
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳٩۱ : توسط : آرام

پیش از آن که یونانیان نظریه کروی بودن زمین را مطرح کنند، اکثر مردم معتقد بودند که زمین مسطح است. مثلا هندوها معتقد بودند که زمین مسطح بر شانه 4 فیل قرار دارد که به نوبه خود بر پشت چهار لاک پشت شناور در اقیانوسی بی کران ایستاده اند. مصریان باستان زمین را رب النوع کب می پنداشتند که به پهلو دراز کشیده و الهه نات، تجسم خورشید، بر روی آن خیمده است.


ستاره شناسی باستانی
مردمان اولیه از آسمان به عنوان قطب نما ، ساعت و تقویم استفاده می‌کردند. طلوع و غروب خورشید به ترتیب نمایانگر شرق و غرب بود. صورتهای کره ماه ، یک ماه را معین می‌نمود و ماه به همراه حرکت سالانه خورشید در آسمان تقویم را پدید می آورند. با شروع تبادلات تجاری میان فرهنگها ، موقعیت ستارگان برای راهنمایی دریانوردان بکار گرفته شد.

آثار مشاهدات آسمان حتی از دوران ما قبل تاریخ ، یعنی قبل از آغاز ثبت رخدادها بر جای مانده است. تصور می‌شود که سنگهای قائم یافته شده در برخی از نقاط اروپا، اولین رصدخانه‌ها باشند و این سنگها برای نشان دادن موقعیت خورشید و ماه در برخی از اوقات سال ، نظیر اعتدالین ، چیده و مرتب شده‌اند. احتمالا مراسم مذهبی در این روزها برگزار می‌شد، هر چند که کاربرد دقیق سنگها به درستی معلوم نیست.

می‌توان نمونه برجسته سنگهای قائم ما قبل تاریخ را در استون هنج انگلیس یافت. این سنگها حول دایره‌ای چیده شده‌اند و ظاهرا بین سالهای دو هزار و دویست تا هزارو ششصد قبل از میلاد بر پا شده‌اند. خیابانی دراز به محلی منتهی می‌شود که خورشید به هنگام رسیدن به بالاترین نقطه آسمان (انقلاب تابستانی) ، در روز به آنجا می‌رسد. از دیر باز استون هنج با مراسم بت پرستی آمیخته بوده است و هنوز آئینهای گرامی داشت انقلاب تابستانی در آنجا برگزار می‌شود.
اغلب ، اختر شناسی اولین علم محسوب می‌شود. تقریبا همه تمدن های پیشین حرکات اجرام سماوی را مطالعه می‌کردند و از اندوخته دانششان برای تعیین زمان، تجارب و نظم دادن به زندگی روزمره بهره می‌گرفتند. این اولین کوشش برای درک نیروهای طبیعی و مهار آنها به سود بشر بود.

نقوش رسمی این لوح رسی بابلی به قرن ششم قبل از میلاد تعلق دارد و مشاهدات نجومی قرون پیش از خود را ثبت کرده است.

اعتقادات بابلیان
بابلیان تقویمشان را از روی رصد ماه که چرخه اش 29.5 روز طول می کشد، ابداع کردند. تقویمهای بابلی که احتمالا نخستین بار در 3 هزار سال قبل از میلاد پدید آمدند، بر اساس 12 ماه قمری بودند. بعد از هر دوره 29 روزه، دوره ای 30 روزه قرار داشت، و سال قمری 354 روز بود. برای مساوی نمودن سال قمری و شمسی، که تغییر فصول را کنترل می کرد هر چند سال یکبار چند ماه دیگر به تقویم اضافه می شد.

بابلیان معتقد بودند که خدایان، خورشید، ماه، سیارات و ستارگان را در آسمان قرار داده‌اند و به دقت بر آنها نظارت می‌کنند. آنها دریافتند که سیارات در پهنه معینی از آسمان حرکت می‌کنند که به برج فلکی معروفند و الگوهای ستارگان این پهنه را به صور فلکی تقسیم نمودند. آنها همچنین مشاهدات خود را از کسوفها، شهابها، ستارگان دنباله دار ثبت کردند.

آثار فلزی تمدنهای باستانی اندیشه‌های جالبی درباره دنیا داشتند و این الگوی برنزی منظومه شمسی

متعلق به قرن نهم قبل از میلاد ، نشانگر آن اندیشه‌هاست. این الگو در غرب آسیا کشف شده است.

مصریان
مصریان باستان توجه اندکی به حرکات سیارات داشتند و از ستاره شناسی تنها برای تعیین زمان استفاده می‌کردند. آنها اولین مردمانی بودند که تقویمی مبتنی بر سال شمسی ابداع نمودند. سال با طغیان رود نیل آغاز می‌شد که رخدادی سالیانه بود و برای جوامع زراعی مجاور کرانه‌اش اهمیتی حیاتی داشت. این طغیان با طلوع صبحدم ستاره شعرای یمانی، درخشانترین ستاره آسمان، مقارن بود.

چینی‌ها
قدمت اختر شناسی چینی به 4 هزار سال قبل از میلاد باز می‌گردد و چینی‌ها متقاعد شدند که حرکات خورشید، ماه و سیارات راهنمای پیشگویی آینده هستند. آنها به دقت آسمان را رصد نمودند و امروزه یاد داشتهای آنها درباره ستارگان دنباله دار و ابرنواخترها برای اخترشناسان کاربرد قابل ملاحظه‌ای دارد. آنها توجه خاصی به کسوف مبذول داشتند و می‌پنداشتند که بد یمن است. آنها تصور می‌نمودند که کسوف بر اثر خورده شدن خورشید توسط اژده‌ها ایجاد می‌شود و در خلال کسوف با کوبیدن قابلمه و ماهی تابه سعی می کردند آن جانور را فراری بدهند.

تمدن مایا
مایایی ها که در خلال سالهای 2000 تا 900 قبل از میلاد ساکن آمریکای جنوبی بودند، معتقد بودند که سیارات و ستارگان خدایانند. آنها برای رصد حرکات متغیر اجرام سماوی اهرامی بنا نهادند و تقویم شمسی دقیقی وضع نمودند. آنها همچنین با محاسباتی، وقوع خسوف و کسوف را پیش بینی می‌کردند.
سنگهای کارناک سنگهای کارناک در فرانسه متعلق به 2 هزار سال قبل از میلادند. ظاهرا از آنها برای شمردن

ماههای قمری استفاده می‌شد.


 
تعیین زمان
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳٩۱ : توسط : آرام
  • ·        چطور زمان تعیین شد ؟

تا به حال با خود فکر کرده اید که چرا سال 12 ماه است و بعضی از ماه ها 20 روزه است ؟ چرا دانشمندان ادعا می کنند که هر روز 86400ثانیه است ؟

جواب همه این سؤالات به شناخت زمان باز می گردد . اگر شما اطلاعات کافی از زمان و چگونگی تقسیمات آن داشته باشید این سؤالات تا حدودی برایتان روشن می شود .

  • زمان چیست ؟

وقتی در فرهنگ لغات به دنبال معنی کلمه زمان می گردید این جواب ها برایتان نمایان می شود :

زمان یک طول دوره است . یک فاصله بین دو اتفاق زنده و یا اتفاقات جاری که وقوع آنها اندازه گیری شود .

با این معانی ما کاملا متوجه می شویم که زمان چیزی نیست که بتوان آن را دید و یا احساس کرد و فقط اتفاق می افتد . انسان ها از سالیان قبل در تلاش هستند تا زمان را روشن تر سازند و به نتیجه قابل قبولی هم نیز در این زمینه رسیده اند .

یک روز شروعی از یک زمان قابل اندازه گیری است .روزتشکیل شده از دو دوره زمانی است که بدن ما روز و شب آن را با خوابیدن به این دوره تطبیق می سازند . پس ما هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم یک روز جدید را آغاز کرده ایم .

اختراع ساعت ها و استفاده از آنها ما را در زمانبندی دقیق کرده است . وجود ساعت های پیشرفته کوچکترین لحظات و دقایق را اندازه گیری می کنند :

پیکو ثانیه : یک تریلینیوم ثانیه است که کوچکترین واحد زمانی است که بشر تا به حال اندازه گیری موفق به اندازه گیری آن شده است .

نانو ثانیه : یک بیلیونیوم ثانیه است.  یک

میکرو ثانیه : برابر با یک میلیونیوم ثانیه است1.-

 1میلی ثانیه : یک هزارم ثانیه است.-

1سنتی ثانیه : یک صدم ثانیه است.-

1دسی ثانیه : یک دهم ثانیه-

1ساعت 60 دقیقه است  (حدود ساعتی که یک شاگرد می تواند سر کلاس درس بنشیند... ولی انگار توی ایران بیش از این مینشینند ) ثانیه است60 1 دقیقه

: یک روز 24 ساعت است

1هفته : 7روز است

به دور خورشید بچرخد. روز-365  یک سال،زمانی که طول می کشد کره زمین یک دور

دهه :10 سال است-1

.چرا هر روز 24ساعت است؟

حقیقتش ان است که هنوز کسی نمی داند.از سال های سال قبل.اطلاعاتی وجود دارد که نشان می دهد به شکل سنتی هرروز 24ساعت در نظر گرفته شده است . که از قرون قبل و در مصر و بر اساس تحقیقات انان این قرار گذاشته شده است.

. سالها :

بشر مفهوم سال را زمانی برگزید که متوجه شد فصل ها با یک روش و زمان متوالی تکرار می شوند.شناخت فصل ها این امکان را می دهد که بتوانید گذر زمان را متوجه شده و خود را برای اب و هوای جدید اماده سازید.

سال از لحاظ علمی به زمانی گفته می شود که زمین یک دور کامل به دور خورشید بچرخد که 365 روز به طول می انجامد که این 1 روز از لحاظ علمی نیز متغیر است.

. ماه ها :

اگر امروزه به تقویم نگاه کنید گیج می شوید زیرا بعضی از ماه ها 30 روز بعضی 31 روز و حتی 29 روز هستند می گویند سال های سال قبل در رم 10 ماه وجود داشت  و 60 روز به درستی محاسبه مشده و حذف شده بود که بعدها به تقویم اضافه شد و ماه ها 12 عدد در سال شد و شاید این یکی از دلایل به هم ریختگی بعضی تقویم ها باشد


 
تاریخچه علم نجوم
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳٩۱ : توسط : آرام

علم نجوم چیست ؟

نجوم مطالعه مواد است و مقدمه ایست درباره فرایند بوجود آمدن آنچه در آنسوی جو زمین  که این جهان ، آسمان و گوی آسمان را از اتم های کوچک تا گیتی وسیع شامل می شود . منجمان اجرام آسمانی مانند سیارات ، ستاره ها ،ستاره های دنباله دار ، کهکشانها، سحابیها و مواد بین کهکشانها را مطالعه می کنند . برای اینکه چگونگی تشکیل شدن ، چگونگی بوجود آمدن و منسب هر کدام را مشخص می کنند و اینکه چگونه بر یکدیگر تاثیر می گذارند و چه اتفاقی ممکن است برای آنها بیفتد .

چگونه علم نجوم بوجود آمد؟

قبل از اختراع تلسکوپ ، در نزدیکی قرن هفدهم ،نجوم بر مبنای مشاهده با چشم غیر مسلح پایه گذاری شده بود. در ابتدا مردم از محل ستاره ها و سیارات در آسمان نقشه تهیه می کردند . متمدن ترین ها برای نقشه برداری آسمان نظام داشتند.. در سال 150 میلادی یک منجم و ریاضیدان یونانی به نام کلودیوس بطلمیوس یک رساله در باره علم نجوم نوشت . او در آن 48 گروه ستارهای که صورت فلکی نامیده می شدند را فهرست کرد ، مانند جبار ، برساووش و....که بیشتر از اسامی اساطیر گرفته شده اند . همانطور که ما هنگام نگاه کردن به ابرها ، آنها را به اشکالی از اجسام آشنا تصور می کنیم ،همانگونه بطلمیوس در گروهبندی ستارگان اشکال آشنا را مشاهده کرد. همچنین بطلمیوس متوجه شد که به نظر ستارگان در سر تاسر آسمان حرکت می کنند او گفت که تمام اجرام آسمانی به دور زمین که مرکز جهان بی حرکت ایستاده حرکت می کنند . این نظریه علمی برای قرنها پذیرفته شده بود . تئوری بطلمیوس راجع به جهان طرح زمین مرکز نامیده شد زیرا در آن زمین در مرکز عالم قراردارد.

چه موقع کشف شد که زمین بدور خورشید می چرخد ؟

یونانیان عقیده داشتند که زمین به شکل کره است.فیثاغورس اولین کسی بود که کروی بودن زمین را در سال 525 قبل از میلاد بیان کرد.اما نخستین استدلال ها در مورد کروی بودن زمین منصوب به ارسطواست.وی در کتاب درباره ی افلاک نوشت،زمین جسمی کروی است و نه یک سطح صاف و برای این ادعا دو دلیل اورد.نخست انکه او دریافته بود که ماه گرفتگی به دلیل قرار گرفتن زمین بین ماه و خورشید است،چون سایه زمین بر روی ماه همواره گرد است پس زمین باید کروی باشد که سایه اش دایره می شود.دومین دلیل این بود که یونانیان طی سفرهای خود متوجه شده بودند که ستاره شمال در مناطق جنوبی پایین تر از نواحی شمالی در اسمان ظاهر می شود و چون ستاره شمال بر فراز زمین ظاهر می شود این جابجایی تنها در صورتی می تواند رخ دهد که زمین کروی باشد.ارسطو عقیده داشت که زمین ثابت و مرکز جهان است و خورشید،ماه و سیارات و ستارگان در مدارهای کروی دور زمین می چرخند و بیش از پیش به تثبیت این عقیده یونانیان پرداخن که کره شکل کامل است.

قبول این واقعیت مدت ها طول کشید . در سال 1543 میلادی یک منجم لهستانی به نام نیکلاس کوپرنیک De Revolutionibus را منتشر کرد که مشخص می کرد سیارات به دور خورشید گردش می کنند اما نظریه او با تعلیمات کلیسای کاتولیک مغایرت داشت و کلیسا قدرتمندترین سازمان اجتماعی و سیاسی آن زمان بود . عقیده هایی مانند طرح خورشیدمرکزی که در جهان تفکر بدیع بودند سزاوار کیفر مرگ بودند . بنابراین اگرهم تعدادی دیگر ازمنجمان طرح کپرنیک را می پذیرفتند از تصدیق کردن آن هراس داشتند . در سال1632 گالیلئو گالیله ، یکی از برجسته ترین منجمان در طول تاریخ ، سرانجام یک کتاب در حمایت از نظریه کپرنیک منتشر کرد . کلیسای کاتولیک روم گالیله را برای محاکمه به خاطر بدعت گذارن احضار کرد و این منجم برای برگشتن از حرفش یا مرگ حق انتخاب داشت . گالیله دست از عقیده خود کشید اما کلیسا از پذیرفته شدن طرح خورشید در عرف نمی توانست جلوگیری کند(در سال 1992کلیسای کاتولیک روم رسما با گالیله و کپرنیک موافقت کرد


 
آغاز جهان
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳٩۱ : توسط : آرام

خوب بالاخره انتظارابه پایان رسید و اولین پستمون روطبق قرار داریم می ذاریم . امیدواریم خوشتون بیاد و حالا حالاها با ما باشین . ضمنا نظر یادتون نره.

همه ما می دانیم که جهان آغازی داشته است اما پی بردن به آن کاری بس دشوار و نیازمند علوم پیچیده ای نظیر علم نجوم .ریاضیات و....است .کنجکاوی های ما باعث می شود سئولاتی از قبیل اینکه جایگاه ما در جهان چیست ؟ و یا جایگاه خود جهان کجاست ؟جهان چطور آغاز شده است؟ ویا اینکه سن جهان چقدر است ؟ و... در ذهن انسان ها ایجاد می شود . در اینجا سعی داریم مقدار بسیار کمی از عطش انسان در دانستن جواب این سئولات کم کنیم . پس ابتدا به انفجار بیگ بنگ که اغازگر جهان است اشاره مختصری می کنیم و بعد از آن به چگونگی به وجود آمدن نخستین اتم ها و سپس به بررسی سن جهان می پردازیم .

بیگ بنگ
یکی از سؤالات همیشه پایدار در طول زندگی انسان ها این بوده است که :
جهان چگونه آفریده شده است ؟
عده ای بر این عقیده اند که جهان آغازی نداشته است و پایان آن نیز بی نهایت خواهد بود . در میان این نظریه ها ، تئوری بیگ بنگ دارای اعتباری بیشتری است . حدود 15 میلیارد سال قبل در انفجاری فوق العاده عظیم انبساط جهان آغاز شد . این انفجار اصطلاحا" به بیگ بنگ Big Bang معروف است که در زبان فارسی معادلی به نام مهبانگ برای آن وجود دارد . در نقطه ای که این رویداد انجام پذیرفت تمام ماده و انرژی جهان متمرکز بود ؛ چه چیز قبل از این رویداد وجود داشت آیا ماده ای خالص بود ، هنوز ما کاملا" نمی دانیم و در فکریم . این رخداد یک انفجار مرسوم نبود . فضا پس از این رویداد پر از ذرات شد . بیگ بنگ کاملا" به انفجار فضا در خودش بستگی داشت و این انفجار برخلاف انفجار یک بمب است که به طرف خارج تکه هایی را پرتاب می کند . در آن زمان کهکشان ها و یا خوشه ها وجود نداشتند . ولی در کل بیگ بنگ بنیاد جهان را پایه گذاری کرد .
منشأ تئوری بیگ بنگ را می توان ادوین هابل دانست . هابل به این موضوع پی برد که جهان پیوسته در حال گسترش است . همچنین او به این موضوع پی برد که سرعت کهکشان ها با فاصله یشان متناسب است . یعنی مثلا" کهکشان هایی که دو برابر از ما دورترند دوبرابر سریع تر حرکت می کنند . دیگر نتیجه این بود که جهان در همه جهت در حال گسترش است . با توجه به مشاهدات ادوین هابل تنها تئوری بیگ بنگ می تواند این موضوعات را شرح دهد .
بعد از بیگ بنگ جهان پیوسته در حال انبساط بوده است و بدین سان رفته رفته فاصله ی خوشه های کهکشانی بیشتر و بیشتر شد . این پدیده خارق العاده که کهکشان ها همواره از هم فاصله می گیرند را انتقال به قرمز می گویند . یعنی نور کهکشان های دور وقتی به زمین یا هر کهکشان دیگر نزدیک می شود طول موج آن کشیده می شود ، در واقع افزایش می یابد .
این سرعت کهکشان ها به فهم این موضوع کمک می کند که همه از یک نقطه نشأت گرفته اند . مدرکی دیگر نیز برای بیگ بنگ وجود دارد ؛ در سال 1964 دو ستاره شناس به نامهای آرنو پزیانس و رابرت ویلسون در یک کوشش مشترک امواج میکروموج را از فضای بیرونی جو کشف کردند . آنها به طور اتفاقی منشأ جار و جنجال های بیرون را کشف کردند . این سر و صداها به نظر نمی آمد که از یک نقطه نشاأت گرفته باشند در عوض از همه ی جهات به یک اندازه می آمد . آنها از دورترین نقطه ی جهان می آمدند که بعد بیگ بنگ آنها محل واقعه را ترک کرده بودند . این کشف و که نتیجه نخستین انفجار و پرتوافشانی بوده است اعتماد به بیگ بنگ را افزایش میدهد .
ناسا میکروموج هایی را کشف کرد که از بیرون جهان منشأت گرفته بودند . هرچند که این ماهواره کشف کرد که جهان سردی آغاز شده که هنوز در حال انبساط یافتن بود نوسانات کم به علت تفاوت دمایی وجود را آغاز کرد . این نوسانات محاسبات نخستین از امکان سرما و پیشرفت جهان در کسری از ثانیه بعد از بیگ بنگ را ثابت می کند . این نوسانات در جهان برای توصیف و شرح لحظه ای بعد از بیگ بنگ آماده شده است .
در تئوری بیگ بنگ برای هریک از سؤالات مهم راه حلی قابل قبول ارائه شده است . چون مشاهدات کامل تر شده اند و پژوهش ها نیز افزایش یافته است ، تئوری بیگ بنگ تکامل یافته است و اطلاعات ما از منشأ جهان اساسی تر شده است .
نخستین اتم ها
حال که در تلاش های بسیار دانشمندان توانسته چگونگی ساخته شدن جهان را مورد بررسی قرار دهند سؤال منطقی دیگر اینجا است که پس از آن چه رخ داد ؟ در کسر بسیار کوچکی از نخستین ثانیه آفرینش بود که خلاء کامل آغاز شد جایی که امروزه می دانیم که جهان در آن رشد کرده است . در این لحظه بسیار کوتاه جهان آشامه ای از پلاسما بود . علم تدابیری برای این لحظات دارد که پایه ای بر آنچه است که امروز می دانیم .
بی درنگ پس از بیگ بنگ ، چنانکه هر کس می تواند تصور کند جهات به طور عجیبی گرم بود چنانکه به سرعت ماده و ضد ماده در جهات مختلف انتشار یافتند . در زمانی در حدود 43- ^ 10 ثانیه بعد از آفرینش به مقداری ماده و ضد ماده تبدیل شد .همچنین این دو نوع با یکدیگر آفریده شدند ؛ آنها با یکدیگر برخورد می کردند و نابود می شدند و در عوض انرژی خالص پدید می آمد . خوشبختانه برای ما یک عدم تقارن ، توجه ماده وجود داشت . جهان می تواند در راهی مساعد برای ایستادگی ماده رشد کند . از این گذشته جهان از آغاز با منبسط شدن همراه بود ، این تفاوت باعث رشد وسیع آن شد . ذراتی که در جهان به وجود آمده بودند به ترتیب آفریده می شدند و دوباره به همراه ضد ذرات نابود می شدند .
برای ذراتی که در جهان به وجود آمدند نامگذاری خاصی داریم این ذره ها هر کدام به تنهایی نامی دارند از جمله نوترینو ها ، باریون ها ، الکترون ها و کوارک ها که هر کدام از اینها سازنده ی کالبد ماده ی زندگی است که امروزه ما آنها را می شناسیم . هنگام آغاز دوره ی باریون ها ذرات سنگین قابل شناخت وجود نداشت زیرا هنوز بسیار داغ بود . در این لحظه فقط آشامه ی کوارک وجود داشت ..
بعد از آن دمای جهان در خدود 300میلیارد درجه کلوین رو به نزول گذاشت . اگر بخواهیم تشبیه نسبتا" خوبی به کار ببریم می توانیم بگوئیم همانند آبی که تبدیل به یخ شده باشد . حال جهان ترکیبی از نوترون ها و فوتون ها است که آنها را هادرون می خوانیم . هنوز ماده ی پیچیده ای در این دما وجو ندارد . اگر چه ذرات بار دار یا همان لپتون ها نیز وجود داشتند ولی از واکنش دادن با هادرون ها منع می شدند که البته ماده ی پیچیده تری نیز هستند . به زودی لپتون ها که شامل الکترون ها نیز هستند می توانند به هادرون ها متصل شوند و اتصال و اتحادی را بین خود به وجود آورند که در واقع همان ماده ی مشترک است .
در حدود یک تا سه دقیقه پس از آفرینش جهان نوترون ها و پروتون ها با هم واکنش نشان دادند و هسته ی دوتریوم که ایزوتوپی از هیدروژن است را می افریند به زودی دوترویوم نوترون دیگری را نیز جذب می کند و هسته ی تریتیوم را نیز می سازد تریتیوم نیز یکی دیگر از ایزوتوپ ها هیدروژن است . به سرعت به پیروی از این واکنش پروتون ها و نوترون های دیگری نیز افزوده می شود که پس از تریتیوم با اضافه شدن پروتون هسته ی هلیوم ساخته می شود . دانشمندان بر این عقیده اند که در نخستین سه دقیقه آفرینش برای هر هسته ی هلیوم ده پروتون وجود داشت . بعد از افزایش سرما این پروتون ها می توانستند الکترون ها برای آفریده شدن هیدروژن معمولی اسیر کنند . نتیجه آن جهان امروز که به ازای هر هلیوم یازده اتم هیدروژن موجود می باشد . .
بیشتر این اطلاعات صحیح از حدس انسان سرچشمه می گیرند . با تحقیقاتی که امروزه در جهان صورت گرفته است می توانیم درباره گذشته آن توضیحی دهیم . تلاش های بسیاری در چهت فهم شکل گیری باریون ها و تعداد آنها صورت گرفته است . هرچند که تلاش های بسیاری برای چگونگی شکل کردن نخستین اتم ها و همچنین آفریده جهان صورت گرفته است با این حال ما هنوز از اینها کاملا" مطمئن نیستیم .
سن جهان
علم از روی شواهد و قرائن موجود می تواند سن جهان را از بیگ بنگ تا کنون حدس بزند . با به کار بستن معادله های مشترک و معمولی فیزیک از فاصله و سرعت برابر با زمان که دوباره از مشاهدات هابل استفاده می شود ، نسبیتا" می توان سن آن را به طور صحیح تخمین
دو اندازه گیری به فاصله حرکت کهکشان ها از ما و انتقال به قرمز کهکشان نیازمند بودند . شکست نخستین کوشش ها باعث جستجوی مسافت از میان مثلثات شد . دانشمندان این امکان را داشتند تا ضخامت مدار زمین را به دور خورشید محاسبه کنند که حرکات خورشید را در کهکشان خودمان تقویت می کرد . متأسفانه این محاسبات به تنهایی قادر نبودند تا فاصله هنگفت بین کهکشان ما و آن جسم را تعیین کنند تا سن جهان تخمین زده شود.
گام بعد فهم ارتعاش ستاره ها بود . آن مشاهدات در زمینه ی ستارگانی بوده است که دارای درخشش یکسان هستند و سوسو زدن آنها نیز یکسان بوده است . دانشمندان فرض می کنند که ستاره هایی که در کهکشان خودمان هستند و چشمک زدن یکسانی نیز دارند همچون اجرامی هستند در مقدار فاصله یکسانی در فاصله های کهکشانی باید باشند که شدت یکسانی دارند . استفاده از روش مثلثات محاسبه ی فاصله ی ستاره از کهکشان ما را امکان پذیر می سازد . از این رو فاصله ی کهکشان های دور با مطالعات مختلفی قابل محاسبه است البته سختی این کارها همانند تعیین فاصله ی دو اتومبیل در شب ظلمانی است . فرض کنید چراغ جلوی دو اتومبیل شدت تابش یکسانی دارد . از دید ناظر نور اتومبیلی واضح تر به نظر می رسد که از او فاصله ی کمتری داشته باشد و آن اتومبیلی که از او دورتر است کم فروغ تر به نظر می رسد . باز هم این راه حل نمی تواند مسافت های بسیار زیاد کهکشان ها را به تنهایی مورد محاسبه قرار دهد . در فاصله ها خاص غیر ممکن است که فاصله ی کهکشان را از یک ستاره مشخص سازیم . زیرا انتقال به قرمز زیاد این کهشکان ها باید یک روش داشته باشد تا فاصله تمام خوشه ها کهکشانی از یک ستاره به تنهایی اندازه گیری کند .
محاسبات برای بدست آوردن فاصله ی خوشه و انتقال به قرمز آن ، نظری پایانی است که تعیین می کند کهکشان چند سال از ما در حال حرکت بوده است . تک تک این اعداد می توانند به صورت تک تک محاسبه شوند و زمانی که این دو کهکشان در یک مکان و یک زمان بودند را بازگرداند که در واقع همان لحظه ی بیگ بنگ است . معادله ی عمومی که برای محاسبه سن جهان استفاده می شود به صورت زیر است :
(distance of a particular galaxy) / (that galaxys velocity) = (time)
or

4.6 x 10^26 cm / 1 x 10^9 cm/sec = 4.6 x 10^17 sec

حاصل این معادله برابر 17 ^ 10 × 6.4 ثانیه است که با اندکی محاسبات بسیار ساده ریاضی می توانیم آن را به عددی که تقریبا" برابر پانزده میلیارد سال است تبدیل نمود . این محاسبه تقریبا" برای هر کهکشانی که قابل مطالعه است صدق می کند . هرچند که اندازه گیری این مقدارها که در معادلات به دست آمده اند که تخمینی از سن جهان می باشند می توانند صحیح باشند . در صورتیکه برآورد سن جهان فرایندی پیچیده است . این دستاورد در این علم گامی بحرانی است .